روز جهانی بریل: از استقلال فردی تا کاستیهای نظام آموزشی
در سپیدهدم سال ۱۸۲۴ میلادی، لوئی بریل، نابغه نابینای فرانسوی، نظامی از نقاط برجسته ابداع کرد که نه تنها جهان نابینایان را برای همیشه متحول ساخت، بلکه مفهومی نوین از استقلال، دانش و مشارکت اجتماعی را برای میلیونها انسان به ارمغان آورد.
بریل، این شاهکار ساده و درعینحال ژرف، تنها یک «خط» یا «کد» نیست؛ زبانی کامل، پویا و مملو از هویت فرهنگی است که مرز میان انزوا و اجتماع، وابستگی و خوداتکایی را تعریف میکند. این خط، با قابلیت انطباق با صدها زبان دنیا، از متون ادبی و علمی گرفته تا نتهای موسیقی و نشانههای ریاضی، دنیایی بیکران را در نوک انگشتان کاربرانش جای داده است.
گرامیداشت روز جهانی بریل در چهارم ژانویه، تنها یادبود یک اختراع نیست؛ بلکه تأکیدی است بر حق بنیادین دسترسی به اطلاعات و دانش، که سنگ بنای تحقق سایر حقوق انسانی از جمله تحصیل، اشتغال و مشارکت اجتماعی برابر است.
بریل: کلید گشودن قفل دنیا
کارایی بریل فراتر از خواندن و نوشتن روزمره است. این خط، ابزاری برای تفکر انتزاعی، تحلیل دقیق و یادگیری مادامالعمر است. تحقیقات نشان میدهد تسلط بر بریل با نرخ بالاتر سوادآموزی، موفقیت تحصیلی و در نهایت، فرصتهای شغلی بهتر برای نابینایان مرتبط است. فردی که به بریل مسلط است، میتواند مستقلانه قراردادها را بخواند، داروهایش را شناسایی کند، یادداشت بردارد و دانش تخصصی کسب نماید. به بیان دیگر، بریل زیرساختی است که سایر مهارتهای زندگی و حرفهای بر آن استوار میشود و فرد نابینا را از مصرفکنندهای منفعل به تولیدکنندهای فعال در جامعه تبدیل میکند.
پارادوکس آموزشی: نظامی که معلمانش با زبان دانشآموزان بیگانهاند
در اینجا با یک پارادوکس دردناک و سیستماتیک در بسیاری از نظامهای آموزشی، از جمله در ایران، روبرو میشویم: سیستمی که ادعای آموزش و حمایت از دانشآموزان با آسیب بینایی را دارد، اغلب معلمانی را برای آنان به کار میگیرد که با زبان اصلی و کلید ارتباطی این دانشآموزان—یعنی خط بریل—بیگانهاند. این شکاف عمیق، ریشه در فرآیندهای معیوب گزینش و جذب معلمان دارد.
علل ریشهای: ملاکهای غیرحرفهای و نگاه محدودکننده
مشکل اصلی، نه در کمبود افراد واجدالشرایط، که در چارچوبهای غلط و ملاکهای غیرحرفهای نظام آموزشی است:
۱. تمرکز بر محدودیت به جای شایستگی: در فرآیندهای گزینش، «معلولیت» داوطلبان نابینا و کمبینا به عنوان مانعی اصلی و گاه غیرقابل عبور برجسته میشود، نه مهارتها، دانش تخصصی و شایستگیهای حرفهای آنان. درحالی که یک داوطلب نابینا ممکن است تسلط عالی بر بریل، آگاهی عمیق از روشهای تدریس تطبیقی و درک ذاتی از نیازهای دانشآموزان داشته باشد، این داراییها در سایه نگرشهای کلیشهای درباره ناتوانی احتمالی در «کنترل کلاس» یا «سرعت کار» محو میشود.
۲. بیاعتنایی به مهارت تخصصی بریل: در آگهیهای استخدام و آزمونهای ورودی، تسلط بر خط بریل و روشهای آموزش آن به عنوان یک مهارت تخصصی و ارزشمند شناخته نمیشود. برای یک معلم دانشآموزان با آسیب بینایی، بریل تنها یک ابزار ارتباطی نیست، بلکه محتوای درسی و روش تدریس است. بیتوجهی به این مهارت، مانند استخدام معلم شیمیای است که با جدول تناوبی بیگانه باشد.
۳. نادیده گرفتن الگوسازی و هویتسازی: یک معلم نابینای مسلط به بریل، تنها یک مربی نیست؛ الگویی زنده و اثباتشده از توانمندی، استقلال و موفقیت است. حضورش به دانشآموزان نابینا این باور را القا میکند که آنها نیز میتوانند بر چالشها غلبه کرده و به موقعیتهای اجتماعی و حرفهای دست یابند. نظام آموزشی با ممانعت از ورود این معلمان، به طور غیرمستقیم پیام ناتوانی و انفعال را به دانشآموزان نابینا منتقل میکند.
پیامدهای فاجعهبار: چرخه شکست و وابستگی
این رویه نادرست، آثار مخرب و زنجیرهواری به همراه دارد:
برای دانشآموزان: دریافت آموزش از معلمی که خود به بریل مسلط نیست، کیفیت آموزش را به شدت کاهش میدهد. این دانشآموزان از داشتن یک الگوی همتجربه محروم میمانند و ممکن است تسلط ضعیفتری بر این خط حیاتی پیدا کنند، که به ضعف سواد، وابستگی به دیگران و محدودیت فرصتهای آتی آنان میانجامد.
برای نظام آموزش: سیستم، جامعه بزرگ و ارزشمندی از متخصصان نابینای توانمند و مشتاق را نادیده میگیرد و از تجربه، ابداع و بینش منحصر به فرد آنان محروم میماند. این امر، آموزش فراگیر را به شعارهایی توخالی تبدیل میکند که فاقد محتوای واقعی و تنوع لازم است.
برای جامعه: این رویه، چرخه محرومیت، وابستگی و طرد اجتماعی را تداوم میبخشد. افرادی که میتوانستند با آموزش مناسب، به معلمان، مشاوران و متخصصانی مستقل تبدیل شوند، به دلیل نقص سیستم، در موقعیتهای وابسته باقی میمانند و استعدادهای آنان به هدر میرود.
نتیجهگیری: از گرامیداشت نمادین تا اقدام اصلاحی
روز جهانی بریل، فرصتی است برای تأمل در این پرسش اساسی: آیا ما تنها به پاسداشت نماد این خط بسنده کردهایم، یا برای نهادینهسازی گفتمان توانمندی که این خط نمایندگی میکند، اقدام عملی میکنیم؟
تحول باید از بازتعریف ملاکهای گزینش معلمان آغاز شود. ضروری است:
تسلط بر خط بریل و روشهای آموزش آن به عنوان یک شرط تخصصی و امتیاز مهم در استخدام معلمان مرتبط تعریف شود.
شایستگیهای حرفهای، دانش تخصصی و مهارتهای تدریس داوطلبان—اعم از بینا و نابینا—ملاک اصلی باشد، نه وضعیت بینایی آنان.
فضایی فراهم آید که معلمان نابینای واجدالشرایط نه به عنوان استثنا، بلکه به عنوان داراییهای ارزشمند نظام آموزشی شناخته شده و برای ورود و پیشرفت در این حرفه تشویق و توانمند شوند.
بریل، نماد شکستن دیوارهای جهل و انزواست. اکنون نوبت نظامهای آموزشی است که دیوارهای تبعیض و نگرشهای کهنه را در فرآیندهای خود فرو بریزند. تنها در این صورت است که گرامیداشت روز جهانی بریل، معنایی اصیل و تأثیری ماندگار بر زندگی میلیونها انسان خواهد داشت.
نویسنده: صلاح الدین محمدی- دبیر آموزش و پرورش استثتایی شهر سنندج







اولین دیدگاه را شما بنویسید
ارسال دیدگاه