(پُل)؛ حلقه پیوند دنیای افراد دارای معلولیت با جامعه
گفتگو با رتبه اول هشتمین جشنواره ملی رسانهای معلولان
هشتمین جشنواره ملی رسانهای معلولان به میزبانی اصفهان برگزار شد و دو نفر از فعالان شهرستان قروه موفق شدند در بخشهای مختلف این جشنواره رتبه کسب کنند. که هر دو اثر، با نگاهی متفاوت به موضوع معلولیت، تلاش کردهاند فراتر از کلیشههای رایج به مسائل و توانمندیهای افراد دارای معلولیت بپردازند.
مجید زارعی با اثر «شهر مناسب معلولان» رتبه اول بخش مصاحبه صوتی ـ تصویری را به دست آورد. وی پیش از این نیز آثاری در قالب مستند و گفتوگوهای تصویری با موضوع افراد دارای معلولیت تولید کرده است.
در همین راستا مصاحبه روژدا کردستان با این هنرمند توانای قروهای را میخوانیم:
لطفاً خودتان و اثری که با آن در جشنواره موفق شدید را معرفی کنید؟
من مجید زارعی، مشاور و درمانگر و سرپرست اورژانس اجتماعی بهزیستی شهرستان قروه هستم. اثری که با آن در هشتمین جشنواره ملی رسانهای معلولان موفق به کسب رتبه اول بخش مصاحبه صوتی ـ تصویری شدم، اثری با عنوان «شهر مناسب معلولان» بود.
چرا این حوزه را انتخاب کردید؟
این اثر حاصل یک دغدغه شخصی، اجتماعی و حرفهای است. من خودم دارای معلولیت نیستم، اما سالها در ارتباط نزدیک با دوستان دارای معلولیت، بهویژه اعضای انجمن دفاع از حقوق معلولین باران، در بحث سبک زندگی، دغدغهها، محدودیتها و توانمندیهای آنان را از نزدیک لمس کردهام. همکاری و همراهی دوست عزیزم صباح سلطانی، که خودش از فعالان این حوزه و از هنرمندان دارای معلولیت است، در شکلگیری نگاه این اثر نقش مهمی داشت و ورودم به این حوزه از سر “علاقه رسانهای” صرف نبود؛ از جنس مسئولیت اجتماعی بود.
برای من این اثر فقط یک مصاحبه یا تولید رسانهای نبود؛ یک تلاش بود برای اینکه درباره معلولیت، درستتر، انسانیتر و عمیقتر حرف بزنیم. و این کار با همراهی و همکاری صباح سلطانی، از اعضای فعال انجمن دفاع از حقوق معلولین باران شکل گرفت؛ کسی که هم تجربه زیسته دارد، هم نگاه اجتماعی و مطالبهگرانه.
ایدهی این کار از همان لحظاتی آمد که میدیدم صباح، با وجود توانمندیهای خیرهکنندهاش، چطور برای سادهترین حق شهروندی یعنی “تردد”، باید با موانع شهری بجنگد.
برای من موضوع معلولیت فقط یک پرونده اداری یا یک سوژه رسانهای نیست؛ بخشی از واقعیت زندگی مردم شهرماست. وقتی سالها در بهزیستی و اورژانس اجتماعی با مسئله آسیب، محرومیت، حقوق شهروندی و کرامت انسانی روبهرو میشوید، به این نتیجه میرسید که برخی دردها فقط با خدمات اداری حل نمیشوند؛ باید دربارهشان گفتوگو کرد، تصویر ساخت و جامعه را حساس کرد.
من معتقدم افراد دارای معلولیت نیازمند ترحم نیستند، نیازمند قهرمانسازی هم نیستند؛ بلکه نیازمند فرصت برابر، شهر قابل دسترس، نگاه برابر و اجرای حقوق قانونیشان هستند.
- ایده اولیه این اثر از کجا آمد؟ چه چیزی شما را به سراغ این موضوع کشاند؟
. ایده از واقعیت های روز و زمانه افراد دارای معلولیت شکل گرفت، از سوالات بیجواب که باید پاسخ شایسته برای آنها پیدا میکردیم. دیدم بخشی از مسئله، “کمبود اطلاعات” نیست؛ چارچوب ذهنی جامعه است. پس تصمیم گرفتیم به جای گزارشنویسی یا شعار، یک گفتوگوی دقیق و انسانی بسازیم که ذهن را آرامآرام جابهجا کند؛ هم برای مردم، هم برای مدیرانی که تصمیمسازند.»
- بزرگترین چالش در حین تولید این اثر چه بود و چگونه آن را حل کردید؟
بزرگترین چالش، مرزبندی اخلاقی روایت بود؛ اینکه گفتگو تبدیل به “نمایش رنج” نشود. ما نمیخواستیم از تجربه زیسته دوستان دارای معلولیت، مصرف رسانهای بسازیم.
راهحلمان این بود که روایت را بر پایه کرامت، حقمحوری و مشارکت جلو ببریم؛ یعنی نگاه ترحمبرانگیز را کنار گذاشتیم و به جای اینها چه مشکلاتی دارند؟ پرسیدیم: جامعه و ساختارها چه باید بکنند تا حق برابر محقق شود؟
- اگر بخواهید یک صحنه یا لحظه کلیدی از فرایند ساخت را بازگو کنید، آن لحظه چیست؟
لحظهای که برای من کلیدی شد، جایی بود که در جریان پرسشوپاسخ، به یک جمعبندی رسیدیم: معلولیت، فقط یک ویژگی فردی نیست؛ خیلی وقتها محصول طراحیهای ناعادلانه و نگاههای نادرست است. همانجا فهمیدم اگر حتی یک مدیر یا یک شهروند بعد از دیدن این گفتگو، زاویه نگاهش عوض شود، اثر کار خودش را کرده.
- به نظر شما اصلیترین پیامی که این اثر به مخاطب منتقل میکند چیست؟
پیام اثر ما این بود: معلولیت را با ترحم یا قهرمان سازی نمیتوان حل کرد؛ با فهم حق و مسئولیت اجتماعی حل میشود. اگر نگاه جامعه اصلاح شود، سیاستگذاری، بودجهریزی، مناسبسازی، اشتغال و آموزش هم معنیدار میشود.
- بازخورد مخاطبان عادی پس از دیدن یا شنیدن اثر چه بود؟ آیا نکتهای شما را شگفتزده کرد؟
بازخوردی که برایم ارزشمند است، این بود که خیلیها گفتند: اولین بار بود معلولیت را نه با حس دلسوزی، بلکه با حس مسئولیت فهمیدم. چیزی که غافلگیرم کرد این بود که گاهی یک گفتگو، اگر درست طراحی شود، از دهها پیام مستقیم اثرگذارتر است. چون مخاطب حس نمیکند کسی دارد به او دستور میدهد؛ حس میکند دارد میفهمد.
- فکر میکنید چرا داوران جشنواره به این اثر توجه ویژه نشان دادند؟
فکر میکنم داورها دیدند که این کار، شعار نیست؛ یک گفتگوی مسئلهمحور است. ما تلاش کردیم کلیگویی نکنیم و همزمان کرامت انسانی را حفظ کنیم. اثر، نه صرفا درد را نشان میدهد، نه صرفا امید میفروشد؛ بلکه میگوید: این مسئله راهحل دارد، اگر نگاه و تصمیم اصلاح شود.
این موفقیت چه تغییری در مسیر حرفهای شما ایجاد خواهد کرد؟
برای من این جایزه بیشتر از اینکه “تغییر مسیر” باشد، تثبیت مسیر است؛ یعنی مطمئن شدم گفتگوی درست و مسیر درست میتواند افکار یک جامعه را تکان بدهد. بیتردید از این به بعد جدیتر دنبال تولید محتواهایی میروم که بین مردم، نهادها و تجربه زیسته افراد دارای معلولیت پل قابل اعتماد بسازد.
چه توصیهای برای فعالان رسانهای دارید که در این حوزه فعالیت میکنند؟
اینکه درباره معلولیت، بدون مشارکت افراد دارای معلولیت روایت نسازید. ترحم را از روایت حذف کنید؛ حق را جایگزین کنید. به جای نمایش رنج، روی راهحل و مسئولیتپذیری اجتماعی نور بیندازید.
- اگر بخواهید قدم بعدی خود را پیشبینی کنید، روی چه موضوع یا پروژه جدیدی کار خواهید کرد؟
دوست دارم پروژه بعدی هم گفتگومحور باشد؛ مثلا درباره اشتغال و استقلال اقتصادی افراد دارای معلولیت، ازدواج و تحصیل معلولین، نگاه به معلولیت، یا شکاف بین “قانون” و “اجرای قانون”،چون اگر ذهن مدیر و جامعه اصلاح شود، مسیر اجرا هم هموارتر میشود.
- اگر این اثر یک شخصیت داشت، در یک کلمه خودش را چگونه معرفی میکرد؟
(پُل)؛ یعنی کسی که بتواند دنیای افراد دارای معلولیت را به دنیای افراد بدون معلولیت پیوند بزند.
و در پایان
- لحظه اعلام نامتان به عنوان برنده را دقیقاً به خاطر دارید؟ چه حسی داشتید؟
اولین حس من خوشحالی شخصی نبود؛ حس مسئولیت بود. چون وقتی یک اثر در این حوزه دیده میشود، یعنی پنجرهای باز شده که میشود از آن، حرف درستتری درباره معلولیت وارد جامعه کرد.
- این جایزه را به چه کسی تقدیم میکنید؟
به دوستانی که تجربه زیستهشان را با ما شریک شدند، بهخصوص صباح سلطانی و همه اعضای انجمن باران و به همه کسانی که هر روز بیسروصدا برای حق و برابر زندگی میجنگند. این جایزه را بیشتر از اینکه “کسب” کرده باشم، امانت میدانم.
واکنش مسئولان بویژه مسئولان استانی به این افتخار شما چه بود؟
واقعیت این است که واکنشها بیشتر در حد یک اعلام خبر کوتاه بود. اما ما هم از ابتدا برای “تشویق اداری یا توجه تشویقی مسئول خاص” کار نکردیم.
ولی اگر این اتفاق یک فایده داشته باشد، این است که یادآوری کند حوزه معلولیت، حوزه خبر و تبریک نیست؛ حوزه تصمیم، بودجه، اجرا و نظارت است. اگر قرار است واکنشی ارزشمند باشد، باید خودش را در عمل نشان بدهد: در برنامهریزی، مناسبسازی، دسترسپذیری خدمات، و میدان دادن به خود افراد دارای معلولیت در تصمیمسازیها و احترام به حقوق شهروندی آنها.
چه انتظاری از مردم و مسئولان دارید؟
از مردم انتظار و امید دارم که نگاهشان را از ترحم به احترام و مطالبه حق برابر تغییر بدهند.
از مسئولان هم انتظار ندارم فقط پیام تبریک بدهند؛ انتظار و امید دارم سازوکاری بگذارند که نظر انجمنهای فعال در این حوزه و خود افراد دارای معلولیت در سیاستگذاری شنیده شود و نتیجهاش قابل اندازهگیری باشد. چون تغییر واقعی، وقتی رخ میدهد که “نگاه” تبدیل به “اقدام پایدار” شود.
جان کلام: ما برای دیدهشدن خودمان کار نکردیم؛ برای این کار کردیم که یک نگاه اشتباه کمتر شود.
اگر قرار است چیزی تغییر کند، از همینجا شروع میشود: از زبان، از نگاه، از تصمیم.
تهیه و تدوین: طاها کرمپور








اولین دیدگاه را شما بنویسید
ارسال دیدگاه