جنگها تمام میشوند، اما زخم معلولان باقی میماند
بررسی حقوقی و اجتماعی پیامدهای جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه بر جامعه معلولان
جنگ، فارغ از زمان و گستره آن، نخستین قربانیان خود را از میان آسیبپذیرترین اقشار جامعه انتخاب میکند. چه جنگ ۱۲ روزه و چه جنگ ۴۰ روزه، در کنار خسارتهای انسانی، اقتصادی و روانی، تأثیرات عمیقی بر زندگی افرادی بر جای گذاشت که پیش از وقوع بحران نیز با محدودیتهای متعددی دستوپنجه نرم میکردند؛ جامعه معلولان.
در استان کردستان، که سالها با چالشهای توسعهای، کمبود زیرساختهای مناسبسازی شده و محدودیتهای خدمات حمایتی مواجه بوده است، شرایط جنگی فشار مضاعفی بر توانخواهان و خانوادههای آنان وارد کرد. قطع یا اختلال در خدمات درمانی، دشواری دسترسی به دارو و تجهیزات توانبخشی، محدود شدن تردد، نگرانیهای روانی ناشی از ناامنی و کاهش فعالیت نهادهای حمایتی، تنها بخشی از مشکلاتی بود که این قشر با آن روبهرو شد.
اما آنچه بیش از خود جنگ قابل تأمل است، جایگاه حقوقی افراد دارای معلولیت در شرایط بحران و مخاصمات است. بر اساس «کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت سازمان ملل متحد» که جمهوری اسلامی ایران نیز به آن پیوسته است، دولتها موظف هستند در شرایط خطر و بحرانهای انسانی از جمله جنگ، اقدامات لازم را برای حفاظت و ایمنی افراد دارای معلولیت اتخاذ کنند. ماده ۱۱ این کنوانسیون به صراحت بر مسئولیت دولتها در تضمین امنیت و حمایت از معلولان در شرایط اضطراری تأکید دارد.
همچنین در قوانین داخلی ایران، «قانون حمایت از حقوق معلولان» دولت را مکلف کرده است تا دسترسی برابر افراد دارای معلولیت به خدمات عمومی، درمانی و حمایتی را تضمین کند. این تعهد در شرایط بحران نه تنها کاهش نمییابد، بلکه به دلیل افزایش آسیبپذیری این قشر باید تقویت شود.
واقعیت آن است که در بسیاری از برنامههای مدیریت بحران، نیازهای خاص معلولان همچنان در حاشیه قرار دارد. در بسیاری از مناطق، هیچ برنامه مشخصی برای تخلیه اضطراری افراد دارای معلولیت، دسترسی آنان به پناهگاههای مناسب، خدمات روانشناختی تخصصی یا تأمین مستمر تجهیزات پزشکی و توانبخشی وجود ندارد. این خلأ، علاوه بر جنبه انسانی، میتواند از منظر حقوقی نیز به عنوان قصور در اجرای تکالیف قانونی مورد بررسی قرار گیرد.
جنگهای اخیر یک بار دیگر این پرسش اساسی را مطرح کردند که آیا جامعه معلولان در نظام مدیریت بحران کشور دیده میشود؟ آیا صدای توانخواهان در اتاقهای تصمیمگیری شنیده میشود؟ و آیا مسئولان، حمایت از این قشر را بخشی از الزامات حقوق بشری و قانونی خود میدانند یا صرفاً آن را در حد شعارهای مناسبتی دنبال میکنند؟
تجربه جنگهای اخیر نشان داد که توانخواهان نه تنها نیازمند حمایتهای پس از بحران هستند، بلکه باید از همان مرحله برنامهریزی و پیشگیری در کانون سیاستگذاریهای مدیریت بحران قرار گیرند. تدوین بانک اطلاعاتی افراد دارای معلولیت در شرایط اضطراری، تأمین ذخایر دارویی و تجهیزات توانبخشی، ایجاد سامانههای هشدار قابل دسترس و آموزش نیروهای امدادی برای حمایت از معلولان، حداقل اقداماتی است که باید در دستور کار قرار گیرد.
امروز که از تبوتاب جنگ فاصله گرفتهایم، نباید اجازه دهیم مشکلات جامعه معلولان نیز به فراموشی سپرده شود. زیرا جنگ شاید در میدان پایان یابد، اما آثار آن برای بسیاری از توانخواهان سالها ادامه خواهد داشت. عدالت اجتماعی زمانی محقق میشود که حتی در سختترین شرایط نیز حقوق آسیبپذیرترین شهروندان نادیده گرفته نشود.
رامین فرجی
توانخواه، فعال رسانهای و سیاسی







اولین دیدگاه را شما بنویسید
ارسال دیدگاه